محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
440
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 287 / 2 - 3 ) نامهنگارى اسامة بن زيد ، با أبو بكر تاريخ خليفة بن خيّاط ص 78 - 79 . از عروه روايت است كه پيامبر خدا ( ص ) در آن بيمارى كه با آن از اين جهان رفت ، گفت : سپاه اسامه را روانه سازيد . پيامبر اسلام درگذشت و در اين هنگام ، أسامه در جرف بود . وى به أبو بكر نوشت : به راستى كه بزرگترين رويداد ، پديد آمده است و مىبينم كه تازيان به زودى راه كفر ، در پيش مىگيرند ؛ در صورتى كه بزرگان صحابهء پيامبر خدا ، همراه مناند . چنانچه صلاح در ماندن ماست ، بمانيم . أبو بكر ، در پاسخ وى نوشت : من ، بر آن نيستم كه نخستين كار را با ناديده گرفتن فرمان پيمبر ، آغاز كنم . به راستى مرا خوشتر است كه پرندگان ، گوشت تنم را بربايند ، تا بدين كار دست يازم . ولى چنانچه درست مىدانى ، به عمر رخصت ده تا در اينجا بماند . پس اسامه به او اجازهء ماندن داد ( 1 ) . 1 . بنگريد : المغازى ، واقدى 2 / 1121 - 1122 . - م . ( 2 ) ( 287 / 4 ) نامهء أبو بكر ، به اهل حفاش ( در يمن ) الأكوع الحوالى ص 163 ( وى به فتوح البلدان ، بلاذرى ، ارجاع داده است ) . اهل حفاش ، نامهاى از أبو بكر صدّيق كه بر پارهاى پوست ، نوشته شده بود ، بيرون آوردند . وى در آن نامه به ايشان دستور داده بود كه زكات « ورس » ( 1 ) ( اسپرك ) را بپردازند . متن نامه در دست نيست .